|| ♫♫ باغچه ♫♫ ||
♫♫ باغچه انقلاب نیاز به محافظت دارد ♫♫
سه شنبه 19 مرداد 1389

بدون شرح...!

سه شنبه 19 مرداد 1389

نوع مطلب :طنز، سیاسی، عمومی، 
نویسنده :GreeN_boy




چهارشنبه 23 تیر 1389

همه چی آرومه ، من چقدر خوشبختم!

چهارشنبه 23 تیر 1389

نوع مطلب :طنز، 
نویسنده :GreeN_boy

بالاخره مشایی کار خودش رو کرد!

آقای رئیس جمهور هرچند وقت یکبار اظهار نظراتش اظهار نظراتی را در پی دارد، نمونه ی آخرش صحبت های ایشان در مورد حجاب بود؛ در ابتدای یکی از آگاهان صحبت های ایشان در مورد گشت های ارشاد را صحبت های تبلیغاتی برای انتخابات ریاست جمهوری دانست که البته برای این آگاه توضیح داده شد یک سالی از انتخابات گذشته است!

یکی دیگر از آگاهان نیز این گونه اظهار نظرات را تاثیر رفیق ناباب و اثر کردن کمال همنشین در ایشان دانست و گفت:"بالاخره مشایی کار خودش را کرد!"

بیچاره این مشایی که شده مرغ عروسی و عزا ، بابا جان دست از سر این بنده خدا بردارید!


ادامه مطلب

پنجشنبه 17 تیر 1389

اختیارات مشایی همچنان افزایش می یابد؟

پنجشنبه 17 تیر 1389

نوع مطلب :سیاسی، عمومی، 
نویسنده :GreeN_boy

در این طرح که تهیه شده، دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و اداره کل های زیر مجموعه اش، خبرگزاری ایسنا، خبرگزاری ایرنا، موسسه ایران (روزنامه ایران مجلات و دیگر بخش های زیرمجموعه)، معاونت اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور، حوزه نمایندگی رئیس جمهور در شورای عالی نظارت بر عملکرد صداوسیما و چند نهاد دیگر در هم ادغام شده و تشکیلات عریض و طویلی به نام سازمان اطلاع رسانی دولت ایجاد خواهد شد که همگی زیر مجموعه دفتر رئیس جمهور خواهند بود.


ادامه مطلب

جمعه 28 اسفند 1388

یادآوری یک خاطره !!

جمعه 28 اسفند 1388

نوع مطلب :سیاسی، 
نویسنده :GreeN_boy


بسمه تعالی

جناب آقای دكتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
 با سلام و تحیت
انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.

لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم یكن اعلام گردد.
سیدعلی خامنه ای
27 تیر

متن نامه با دست خط رهبر معظم انقلاب (کلیک کنید)


ادامه مطلب



Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.



كجاست آن ییلاق سبز نگاهت كه سپیده دمانش شبنم افشان است؟
كجاست آن حضور نورانى كه لحظه‏ هاى حیاتش ثانیه‏ هاى بارانى و زمزمه ‏هاى نورانى است؟
كجاست آن خضرا نشین صحرا گرد كه قافله عشق را رهنماست؟
كجاست آن مشعلدار نیمه شبهای تاریك؟
بازآ كه از فراق تو ای غایب از نظر دامن ز خون دیده چو دریای گوهر