خاطره ای از شهید حاج سید مجتبی علمدار
چهارشنبه 11 آبان 1390
نوع مطلب :عمومی،
نویسنده :GreeN_boy
یه بار یکی بعد از هیأت به سید مجتبی (علمدار) گفته بود: نمیدونم چرا تو این هیأتها گریه ام نمی گیره؟ سید ازش پرسیده بود: این بار که منم خوندم، بازم گریه ات نگرفت؟ اون شخص جواب داده بود: نه! سید گفته بود:پس حتماً مشکل از منه که دلم پاک نیست و گناه آلوده ام...
اون شخص می گفت: قبلاً به هر کی این مشکلم رو گفته بودم همه می گفتن مشکل از خودته، اما سیّد این طور با من برخورد کرد....


